تبليغاتX
كانون فرهنگيان استان اصفهان1
فرهنگی - اجتماعی - سايت كانون فرهنگيان استان اصفهان: www.isfkafa.ir
 

به نام خداوند جان و خرد

گزارش گرد همایی دو روزه ی شورای مرکزی کانون های صنفی فرهنگيان ایران

پنجشنبه بیست و سوم و جمعه بیست و چهارم خرداد 87 – اصفهان

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند                         چنان نماند ، چنین نیز هم نخواهد ماند

فرهنگیان ، سروران گرامی:

علی رغم فضای سست و آکنده از فتور کنونی ، همکاران فعال صنفی شما مجدداً با شور و حال فراوان از اقصی نقاط کشور با عشقی وافر به تمام خوبی ها ، گرد هم آمده تا به دور از هرگونه اندیشه ی غیر صنفی بدنبال یافتن راه کارهایی برای برون رفت و خروج از این شرایط سخت معیشتی – منزلتی بیابند و به آن هایی که به گمان خود تیر خلاص حرکت های صنفی را زده و بر طبل نابودی ما می خواهند بکوبند بگوییم که نفی تحرکات اجتماعی و کنش و واکنش های محتوم تاریخی در پروسه و فرایند جامعه یعنی عدم شناخت صحیح ، یعنی نشناختن دریا ، یعنی نفی خورشید . ادامه ي گزارش را در سايت كانون فرهنگيان استان اصفهان به آدرس WWW.ISFKAFA.IR  مطالعه كنيد

(طرف ما شب نیست / صدا با سکوت آشتی نمی کند / کلمات انتظار می کشند)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 20:3  توسط فهیم   | 

با ابتكار اصفهاني ها سوء تفاهم  حل شد و تهراني ها صميمانه دست همدلي به هم دادند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 14:1  توسط فهیم   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 13:18  توسط فهیم   | 


"حسين سعيدي"، معلم و سرپرست "گروه کوهنوردي دهگلان"، که در تاريخ 11/3/87 توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده بود،سرانجام بعد از چند روزبازداشت توام با بي خبري ، آزاد گشت.
منابع آگاه مي گويند که نهادهاي امنيتي گروه کوهنوردي دهگلان را،که توسط مجموعه اي از معلمين مدارس شهر دهگلان تشکيل و تمامي اعضاي آن از معلمين شهر مي باشند، و طي چند سال گذشته فعالترين تيم کوهنوردي در اين شهرستان بوده است، به اقدام عليه امنيت ملي متهم و ادعا مي نمايند که آنان تحت لواي فعاليت هاي ورزشي،اهداف سياسي خاص را تعقيب مي نمايند.
قابل توجه است طي اين سالها تحت همين عنوان بسياري از انجمن هاي فرهنگي- مدني دهگلان، از جمله "انجمن فرهنگي ليلاخ"نيز ممنوع فعاليت شدند.اکنون نيز اين فشارها بر تيم هاي کوهنوردي به بهانه احتمال برخورد آنان با نيروهاي اپوزسيون کرد در مناطق کوهستاني وارد آمده است. طي دو سال گذشته چندين نفراز معلمين اين شهر، همچون "کورش رنجبر ، برادرش زاهد رنجبر ، اقبال جوانمردي ، محمد مرادي و... ) ،تحت همين عنوان مدتهاي مديدي را در سلولهاي انفرادي اطلاعات شهر قروه و زندان آن شهر سپري نمودند.
ماخذ:صداي معلم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 19:41  توسط فهیم   | 

 

گرفته شده از نظریات

از اینکه این وبلاگ را راه اندازی کردید متشکرم
درود بر آقایان
ابوطالبی
نوکندی
شعبانی
و همه بچه های شجاع کانون اصفهان

آزاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 11:13  توسط فهیم   | 

محکومیت سعید ابوطالبی

بالاخره سعید ابوطالبی به تقلیل یک گروه محکوم شد

نامبرده که از اعضای هیات مدیره کانون فرهنگیان استان اصفهان است به جرم تحصن و تظاهرات غیر قانونی و نشر اکاذیب محکوم شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 19:24  توسط فهیم   | 

 

توجه توجه

فرهنگياني كه مايلند اخبار شان در اين وبلاگ درج شود ضمن اينكه  خبر را درقسمت نظر خواهي درج مي كنند لازم است با يكي از اعضاء هيات  مديره تماس گرفته تااخبار ارسالي آنان در متن قرار گيرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 8:58  توسط فهیم   | 

چه خبر؟

 

1- گفته مي شود احكام  محكوميت  تعدادي ازاعضاء هيدت مديره كانوفرهنگيان استان اصفهان كه عبارت است از

تبعيد و و تقليل گروه به آنها اعلام شده است

2- مطلع شديم كه محكوميتهاي نوكندي رئيس هيأ ت مديره لغو شد

3- بالاخره مطلع شديم كه كانون فرهنگيان استان اصفهان قانوني است و مي تواند به فعاليت خويش ادامه دهد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 8:58  توسط فهیم   | 

 

 

بسم‌الحق

با نام آزادي، آگاهي و برابری

تقديم به آنان كه از نابساماني ها رنج مي‌برند و راه نجات مي‌طلبند

با سلام و سپاس از خداوندي كه اين جرأت و جسارت را در سالي كه آن را سالِ نوآوري و شكوفايي نام نهاده‌ايد عطا كرد تا در يادداشتي خطاب به شما كه روزهاي پيش از انقلاب در سنگر مبارزه با ظلم و استبدادِ قدرت به دستان در كنار هم بوديم و جناب عالي در كسوتِ يك روحانيِ روشنفكر و مبارز برايمان از حكومت عدل علي(ع) و رفتار او با مخالفين مي‌گفتيد، نکاتی را يادآوری کنم.

آن روزها مي‌گفتيد داستانِ زن يهودي را كه خلخال از پاي او كشيده بودند و مي‌گفتيد چگونه علي (ع) دستِ برادر نابينايش عقيل را به خاطر سهم بيشتر از ديگران خواستن به آتش نزديك كرد و ما را به خاطر برپايي چنين حكومتي آماده ی هر نوع فداكاري مي‌كرديد. اكنون در سالِ جديد و پس از گذشت 30 سال از آن روزهاي به يادماندني مي‌خواهم سخني بر نوشته‌ها و گفته‌ها و اعمالِ شما داشته باشم.

پس از پيروزي انقلاب و تبديل نظام شاهي به نظامِ اسلامي هر يك به سويي رفتيم، شما مدارج پيشرفت را با عضويت در شوراي انقلاب و وكالت مجلس اوّل و رياست جمهوري و تا امروز رهبري نظام طي كرديد و من به عضويت شوراي موقت دانشگاهِ تهران انتخاب و پس از بسته شدنِ دانشگاهها به بهانه ی انقلاب فرهنگي و اسلامي كردنِ دانشگاه ها تنها به دليل پيش‌بيني حوادث آينده دچار گرفتاري ها، زندان و شكنجه‌ و بيماري هاي گونه‌گونِ باقي مانده از آن دوران شدم. اجازه دهيد حالم را برايتان تشريح كنم و بگويم كه:

جاي جايِ تنم زخمدار «تعزير» است

 و قلب و كليه و مثانه جملگي بيمار

و پشت ‌گوژ ز سنگيني و صلابت دار.

حال به مناسبت بيست و هشتمين سالگرد تعطيلي دانشگاه ها و پس از مدتي كلنجار رفتن با خودم كه بنويسم يا ننويسم و با پذيرش تمام هزينه‌هاي آن و با توجه به اين كه سالخوردگي و بيماري ممكن است فرصت را بگيرد و موفق به باز كردن سفره ی دل با جناب عالي نگردم، مي‌نويسم؛ هرچه باداباد.
راستي يادمان نرود شما و ديگر روحانيون بارها پيش از پيروزي انقلاب در گوشمان خوانديد كه «قولوا الحق ولو علي انفسكم» حق را بگوييد هر چند به زيان شما باشد. پس مي‌گويم و مي‌نويسم براي ثبت در تاريخ.

 وقتي حزب جمهوري اسلامي كه شما يكي از رهبران آن بوديد تصميم گرفت دانشگاه ها را تعطيل كند و گردانندگي اين كار به عهده ی آقاي حسن آيت دبير سياسي حزب و دوستِ آقاي دكتر بقايي[1] نهاده شد، ايشان از اواخر سالِ 1358 كار خود را شروع كرد و در جلسه‌اي گفتند:

"دانشگاه به اين صورتِ فعلي بايد تعطيل بشود و برنامه‌هاي آينده، كارهاي علمي در رابطه با مردم و در زمينه ی ايدئولوژي و اسلامي كردن، اين كليات مسأله است. و مطمئن باشيد كه نقشه آماده است و اصلاً زير و رو مي‌شود تمامِ مسائل و غير از مسائلي كه شما فكر مي‌كنيد مي‌شود، بعد از 14 خرداد مطلقاً نه امتحاني خواهد شد و نه دانشگاهي باز خواهد بود، دانشگاه تعطيل خواهد شد."[2]

طبق برنامه ی تنظيمي روز سه‌شنبه دوّم ارديبهشت 1359 دانشگاه ها توسط عوامل حكومت براي اسلامي كردن اشغال شدند و فرداي آن روز (چهارشنبه سوم ارديبهشت) مديريت دانشگاه تهران كه مي‌دانست هدف نه اسلامي كردن دانشگاه ها كه تسلط بر آن هاست و تصفيه ی عظيم استادان و دانشجويانِ دگرانديش در پيش است، طي يادداشتي  اعلام استعفا كرد و نوشت:

"... هنوز چند روز از دعوتِ رئيس‌جمهور از ملت براي وحدت در مقابله با امپرياليسم نگذشته است كه ناگهان ظاهراً با يك برنامه بدونِ مطالعه و بي‌آنكه شوراي انقلاب و اداره‌كنندگان مملكت با مقاماتِ دانشگاهي از جمله دانشگاه تهران كوچكترين تماسي گرفته و مشورتي كرده باشند تصميمي گرفتند كه مملكت را با سوء استفاده گروههاي ضد انقلاب ازاين فرصت، متشنج كرده و به آتش و خون كشيد و بهترين بهانه به آمريكاي جهانخوار داد تا بلافاصله از درهم‌ريختگي وضع ايران اظهار خوشحالي كند[3]...."

و چند روز از اين ماجرا و اشغالِ دانشگاه ها نگذشته بود كه جناب عالي در خطبه ی نماز جمعه روز 15 ارديبهشت 1359 خطاب به مديريت مستعفي دانشگاه تهران فرموديد:

"آقاياني كه مسئول دانشگاه بوده‌اند در طولِ اين يك سال هر كارِ خلافي در دانشگاه انجام گرفته است. اين ملت حق دارد گريبان آن ها را بچسبد و از آن ها جواب بخواهد. دسته‌جمعي استعفا مي‌كنند و گناه را به گردنِ دولت و در حقيقت به گردنِ ملت مي‌اندازند. اين يك خيانت است، اين كار يك خطاي بزرگ است. اين عمل ضربه زدن به حيثيت اين انقلاب است. آقايان مسئولِ اين مفسده انگيزي‌هاي اين يك سال دانشگاه هستند بايد به اين جواب مي‌دادند. نبايد در مقابل مردم مي‌ايستادند، نبايد براي جلب چند نفر يا يك قشر يا يك جناح و كسبِ وجاهت و كسب حيثيت و آبرو در مقابل انقلاب و در مقابل شوراي انقلاب مي‌ايستادند."[4]

جناب آقاي خامنه‌اي؛ راستي ما در آن يك سال و چند ماه چه كرده بوديم كه ملت بايد گريبان ما را مي‌گرفت و از ما جواب مي‌خواست؟ مگر ما بعد از فرمايشات شما در نماز جمعه بارها تقاضا نكرديم در يك مناظره‌ي رودررو با هم بنشينيم و گفتگو كنيم تا مردم به قضاوت بنشينند؟ اصلاً ما در استعفانامه چه گفته بوديم جز اين كه اسلامي كردن دانشگاه و جامعه از طريق خشونت و حمله به دانشگاه ها و مراكز اجتماعات و حذف دگرانديش‌ها ميسر نيست. مگر ما اعلامِ خطر نكرديم كه با بستن دانشگاه ها ده‌ها هزار دانشجو را خلع قلم نكنيد تا سلاح به دست شوند؟ مگر ما وقايع دهه ی شصت را كه منجر به زنداني شدن و كشتار ده‌ها هزار از بهترين زنان و مردانِ اين سرزمين شد يادآوري نكرده بوديم؟ آن ها كه روزي به ما مي‌آموختند كه پيامبر و علي و ديگر امامان شيعه با مردم عادي به بحث مي‌نشستند و به حرف آن ها گوش مي‌دادند، چرا حاضر نشدند حتي جواب درخواست‌هاي ما را براي يك گفتگو بدهند؟ شما بعد از بستن دانشگاه ها آن چه خواستيد كرديد، امّا نتيجه چه شد؟ اجازه دهيد جملاتي از جناب مصباح يزدي كه يكي از سرشناسترين ايدئولوگ‌ها و استراتژيست‌هاي رژيم است را در اين جا بياوريم تا نتيجه ی حكومتِ اسلامي بعد از حدودِ 30 سال مشخص شود:

"نسلِ آينده در معرض خطر است كه نه آداب قديمي و سنتي و نه ارزش‌هاي اسلامي بر تربيت آنها حاكم است و با اين فرهنگ غربي و تلويزيون و دروسِ دانشگاهي تربيت شدند و در كلاس درس، دانشجويان غير از بدگويي به نظام و بعضاً به اسلام چيز ديگري ياد نمي‌گيرند. وي افزود بايد سعي كنيم اين نسل جوان را تقويت كرده و در تربيت ديني آنها نقش داشته باشيم، ايشان افزودند نبايد توقع داشته باشيم كه اگر فرد يا گروهي برنامة صحيحي ارائه كرد صرفِ امضاء رئيس دولت حتماً اجرا مي‌شود كه در اين صورت بايد كشور در چند ماه مانند حكومت اميرالمؤمنين (ع) مي‌شد. (ايشان با كمال زرنگي توپ را به زمين شما پرتاب مي‌كند و مي‌گويد:) دستور مقامِ معظم رهبري بر همه چيز اعتبار و مشروعيت مي‌دهد و ما در تصميم‌گيري‌ها نبايد دخالت كنيم و هرچه ايشان امر كنند آن را مي‌پذيريم."[5]

جناب آقاي سيد علي خامنه‌اي؛ فرمايشات جناب مصباح يزدي در مورد وضع جامعه و دانشگاه ها خاطرات حدودِ پنجاه سال قبل را در من زنده كرد. در آن سال ها ما نوشته‌ها و گفته‌هاي شما را با تمام وجود مي‌خوانديم و مي‌شنيديم از جمله كتابِ «ادعانامه‌اي عليه تمدنِ غرب و دورنمايي از رسالتِ اسلام» تأليف سيّدقطب با ترجمه ی سيدعلي خامنه‌اي و سيدهادي خامنه‌اي. اين كتاب با مقدمه ی نسبتاً مفصل و آموزنده‌اي در آذرماه سال 1349 در چاپخانه ی دقت مشهد به چاپ رسيد و منتشر شد. مترجمين، كتاب را به آنان كه از نابساماني ها رنج مي‌برند و راهِ نجاتي مي‌طلبند اهداء نموده‌اند. در مقدمه‌اي كه جناب عالي به آن نوشته‌ايد آمده است:

"در اين كتاب پس از شمارش مشكلاتِ «تمدن صنعتي غرب» و نشان دادنِ نابسامانيهايي كه براي انسان ببار آورده و پس از معرفي انسان و بازگو كردنِ ويژگيهاي اين موجودِ «يگانه» و «بي‌نظير»، راهِ حل نهايي در اين ابتلاء بزرگ را با نظري دقيق و قلمي شيوا و با اخلاصي هرچه بيشتر ترسيم و تحليل كرده است.

بنظر او ـ و به نظر ما ـ اين معجزه در انحصار اسلام است، ديگر راهها جز سرگردانيِ بيشتر، نتيجه‌اي ببار نمي‌آورند و همچنان كه خود مولود عجز و ضعف‌اند، جز بر عجز و ضعف آدمي كمكي نمي‌كنند، فقط اسلام است ـ اين مكتب الهي ـ كه چون زاييده‌ي علم و قدرت و حكمت است مي‌تواند انسان را به علم وقدرت و حكمت رهنمون گردد.

ما نمك‌‌پروردگانِ «اسلام» كه يكروز بهترين مرحله‌ي زندگي خود را از آن گرفته‌ايم، معجزة «نظامِ اسلامي» را از نزديك ديده‌ايم نبايد خود را فريب دهيم و به سرابي دل خوش سازيم. بسي نابخردانه است كه بجاي نسخه‌ي تجربت نموده‌ي خود، باطله‌ي ديگران را بدست گيريم و نيروي خود را اينجا و‌آنجا هرز كنيم.

اگر آدمي بايد در راه آرماني و هدفِ مقدسي تلاش كند و با اين تلاش بزندگي خود معني و جهت بخشد، همان بهتر كه راهِ خدا را كه سرانجامِ آن «نقطه‌ي اوج انسانيت» است برگزينند و نظامي اسلامي را كه ضامنِ آزادي وبرابري و عزّت و نيكفرجامي است بطلبند و در راهِ آن تلاش كنند. اينست آن تلاش مقدسي كه بزندگي جلوه و صفا مي‌بخشد و آدمي را لايق عنوانِ «خليفه‌ي خدا» مي‌سازد و بي‌گمان در آخر كار نيز با موفقيت و پيروزي قطعي قرين مي‌گردد.

... باميد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 10:59  توسط فهیم   | 

  نقل از صداي معلم ۴

ملت شریف و معلمان آزاده

بر کسی پوشیده نیست، که قشر عظیم و ارجمند بازنشستگان این مرز و بوم، انسان های فرهیخته و آگاهی هستند که گذشت زمان، بر پیشانی آنان چین انداخته، و پختگی و کمال را به آنان هدیه کرده است. بازنشستگان، همان انسان هایی که با طمانینه ی خاطر و آرامشی که حاصل ایمان به خدا و عشق به این سرزمین است، مراتب امانت داری و خدمتگذاری خود را به همگان ثابت کرده اند.

اکنون هنگام آن است، که این ذخیره های معنوی، علمی و فرهنگی به راستی قدر بینند و بر صدر نشینند، عزیزانی که زندگی با عزت، حق مسلم آن ها بوده، و دفاع ازحقشان بر دوش همگان است.

بی گمان، ناعدالتی گسترده ی اداری، تبعیض و تفاوت های ناروا و نظام ناهماهنگ پرداخت حقوق کارکنان، توزیع نابرابر درآمدهای ملی، عرصه ی زندگی را بر این قشر عظیم تنگ تر کرده، مشکلات ریز و درشت دامنشان را گرفته، و امانشان را بریده است.

کانون صنفی معلمان تهران ضمن ابراز همدردی و همراهی با همه ی بازنشستگان شریف در سراسر کشور، به ویژه بازنشستگان کرمانشاه، اردبیل، یزد، مشهد، کردستان و سایر نقاط این کشور، دولت محترم را موظف می داند، طبق اصل121قانون اساسی برای عمل به سوگندی که در برابر ملت یاد کرده است، برای گسترش عدالت و حرمت به آزادی ملت ،همه ی تلاش خود را به کار گیرد و در اسرع وقت به خواسته های بازنشستگان عزیز ایران زمین تن داده و پاداش پایان خدمت آنان را بی درنگ به طور نقدی پرداخت نموده و افزایش حقوق آنان را برابر با نرخ تورم افزایش دهد.

زیرا همچنان که بر همگان روشن است، این قشر در این مرحله از زندگی به حمایت بیشتر نیاز داشته و انتظار فرزندان و فرزند زادگان از آنان بیشتر شده، و هزینه های سرسام آور بهداشت و درمان نیز مشکلات آنان را دو چندان نموده است.

همچنین کانون صنفی معلمان تهران نیروهای امنیتی، نظامی، انتظامی و... را از هرگونه برخورد خشونت آمیز با این سپید مویان فرزانه برحذر داشته، و خواهشمند است احترام این عزیزان را به حرمت مادران و پدران خود نگهدارند.

باشد که خداوند همه ی ما را از مهربانی و بخشش خود بهره مند سازد.

کانون صنفی معلمان ایران،تهران

هشتم خرداد 1387

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 20:14  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 10:57  توسط فهیم   | 

 

جناب آقاي عبد الرضا باقري عضو كانون فرهنگيان  اصفهان

 در گذشت پدر بزر گوارتان را به شما و خاندان بزرگوار تسليت مي گوييم

كانون فرهنگيان اصفهان

 

 

 

جناب آقاي عبد الرضا باقري

 عضو معزز كانون محترم فرهنگيان  اصفهان در گذشت پدرگرامي را به شما و خاندان بزرگوار تان تسليت مي گوييم

هيأت مؤسس كانون فرهنگيان نايين

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 10:46  توسط فهیم   | 

         و تَوَكَّلْ عَلَي اللهِ و كَفَي باللهِ وكيلا ً ( 3- احزاب)    

 

كانون فرهنگيان استان اصفهان

 

 همراهان و همسفران از اينكه مدتي است

سايت مان (كانون فرهنگيان استان اصفهان)

 به علت نا معلومي فيلتر شده و نمي توانستيم با چندين هزار همفكر و همراه ارتباط برقرار كنيم جداً‌عذر خواهي مي كنيم هر چند كانون هميشه سعي نموده است خدمتگزار واقعي همه ي همكاران و همدردان باشد و  پيگير مشكلات و مصائب آنان را برخويش فرض مي نموده است.

 

تشويق و تأكيد اعضا محترم مارا وادار كرد با توكل بر خداي يكتا تا شروع سايت جديد با اين وبلاگ در خدمت همراهان باشيم

 

در ضمن چنانچه اين وبلاگ فيلتر شود با شماره هاي ديگري ارتباط با شما را ادامه مي دهيم 

 

اميد واريم با نظرات  قلمي و فكري خويش مارا راهنمايي كنيد

انتقاد كنيد ،پيشنهاد كنيد

 

مديريت : فهيم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 10:16  توسط فهیم   |